بعضی بوها را نمیشود با «خوشبو» توصیف کرد. وتیور یکی از آنهاست. اگر اولین بار خالص بشنویاش، شاید فکر کنی چیزی اشتباه شده: بوی خاک نمناک، ریشهی تازه کندهشده، چوب خیس، کمی دود. هیچ شباهتی به آنچه از یک عطر انتظار داری ندارد.

وتیور علفی است بلند که بخش معطرش هیچ ربطی به برگ ندارد. تمام ماجرا در ریشه است، شبکهای متراکم که گاهی تا سه متر در خاک پایین میرود. برای برداشت باید کل بوته را از زمین بیرون کشید، ریشهها را شست، خشک کرد و بعد تقطیر کرد. کار سنگینی است و بیشترش هنوز با دست انجام میشود.
همین ریشهی عمیق باعث شده وتیور کاربرد دومی هم داشته باشد که ربطی به عطر ندارد: در بسیاری از مناطق آن را برای مهار فرسایش خاک میکارند. یک بوته که هم شیب را نگه میدارد و هم چند سال بعد محصول میدهد.
بوی وتیور بسته به منشأ فرق میکند. وتیور هائیتی روشنتر و کمی مرکباتی است. وتیور جاوه دودیتر و تیرهتر. وتیور هند، که به آن «خس» میگویند، خاکیتر و عمیقتر است. عطرسازها معمولاً میدانند کدام را برای چه میخواهند و این یکی از معدود موادی است که جغرافیا در آن واقعاً شنیده میشود.


در فرمول، وتیور نقش کف را بازی میکند. زیر نتهای روشن مینشیند و به آنها جایی برای ایستادن میدهد. به همین دلیل در عطرهای مردانهی کلاسیک تقریباً همیشه حاضر است، هرچند خودش بهتنهایی جنسیت ندارد و در سالهای اخیر در عطرهای زنانه هم زیاد شنیده میشود.
جغرافیا در وتیور واقعاً شنیده میشود.
و یک ویژگی که کم دربارهاش حرف میزنند: وتیور در گرما بهتر میشود. بیشتر عطرها در تابستان سنگین و خفه میشوند، ولی وتیور با عرق و گرما خنکتر به نظر میرسد. اگر تابستانهای شهرت طولانی است، این ریشه احتمالاً بهترین دوست توست.



