کمتر خریدی اینقدر به حال آدم گره خورده و کمتر خریدی اینقدر شتابزده انجام میشود. چهار عادت هست که کار را خراب میکند و هر چهارتا هم اصلاحشدنیاند.
اول، مالیدن مچها به هم. همهمان بیاختیار این کار را میکنیم و دقیقاً همان کاری است که نباید کرد. اصطکاک و گرما مولکولهای سبک نتهای آغازین را میشکند و بخش زیادی از پردهی اول را پیش از آنکه فرصت شنیدنش را داشته باشی از بین میبرد. بزن و رها کن. بگذار خودش خشک شود.

دوم، امتحان کردن بیش از سه عطر در یک نوبت. بینی خسته میشود، و این اغراق نیست: گیرندههای بویایی بعد از چند رایحهی پیاپی عملاً از کار میافتند و هر چیزی بعد از آن مبهم و شبیه هم به نظر میرسد. دانهی قهوه هم آن معجزهای که میگویند نیست و در بهترین حالت حواست را پرت میکند. بهترین بازنشانی، بیرون رفتن و چند دقیقه هوای تازه است.
سوم، قضاوت در دقیقهی اول. آنچه در ثانیههای اول میشنوی بیشتر تیزیِ الکل است تا خود عطر. دستکم بیست دقیقه صبر کن تا الکل بپرد و قلب عطر باز شود. خیلی از عطرهایی که در ثانیهی اول پسزدهای، بیست دقیقه بعد آدم دیگری بودند.


چهارم، خرید بر اساس توصیف روی جعبه. «چوبی و گرم» برای دو نفر دو معنی کاملاً متفاوت دارد، و فهرست نتها بیشتر یک متن تبلیغاتی است تا یک فرمول. تنها داور واقعی پوست خودت است و ساعتهایی که عطر روی آن زندگی میکند.
تنها داور واقعی پوست خودت است.
اگر قرار باشد فقط یکی را عوض کنی، همان اولی باشد. مچها را به هم نمال.



