رفتن به محتوای اصلی

· ۲ دقیقه خواندن

پیش از آنکه عطر در شیشه بیاید، در بازار بود

عطاری قدیمی‌ترین شکل عطرفروشی است و هنوز در بازار کاشان و کرمانشاه و شیراز زنده است. چیزی در آن هست که ویترین‌های امروزی از دست داده‌اند.

پا که به یک عطاری قدیمی بگذاری، اولین چیزی که به صورتت می‌خورد یک بو نیست، انبوهی از بوهاست. دارچین و گلاب و اسپند و صمغ و چیزهایی که اسمشان را نمی‌دانی، همه با هم. مغز آدم چند ثانیه طول می‌کشد تا آن‌ها را از هم جدا کند.

پیشخوان عطار: صمغ، ادویه، روغن، و شیشه‌هایی که هرکدام اسمی دارند.
پیشخوان عطار: صمغ، ادویه، روغن، و شیشه‌هایی که هرکدام اسمی دارند.

عطاری ترکیبی است از داروخانه، ادویه‌فروشی و عطرفروشی، و قرن‌ها هر سه بود. کسی که پشت پیشخوان می‌ایستاد باید می‌دانست کدام صمغ برای دود کردن است، کدام برای خوردن، و کدام را باید در روغن حل کرد تا روی پوست بماند. این دانش نوشته نمی‌شد؛ سینه به سینه می‌رفت.

نکته‌ای که معمولاً فراموش می‌شود این است که عطر مایعِ الکلی اختراع نسبتاً تازه‌ای است. پیش از آن، عطر یعنی روغن. اسانس را در روغنی بی‌بو حل می‌کردند و همان را روی پوست می‌زدند. ماندگاری‌اش بیشتر بود، دامنه‌ی پخشش کمتر، و کل تجربه خصوصی‌تر: بویی که فقط کسی می‌شنید که نزدیک می‌شد.

پیش از الکل، عطر یعنی روغن: بویی برای کسی که نزدیک می‌شد.
پیش از الکل، عطر یعنی روغن: بویی برای کسی که نزدیک می‌شد.

روش تقطیر با بخار، که امروز پایه‌ی صنعت عطر است، در همین منطقه پخته شد. ابن‌سینا در قرن یازدهم میلادی روش گرفتن اسانس گل با بخار را توصیف کرد، و گلاب یکی از اولین محصولاتی بود که به شکل صنعتی صادر شد. مسیرهای تجاری گلاب از ایران تا چین و اندلس می‌رفت.

همان یک ساعت، تفاوت میان خرید درست و خرید پشیمان‌کننده است.

چیزی که عطاری داشت و ویترین امروزی ندارد، زمان است. آنجا کسی عطر را در سی ثانیه نمی‌فروخت. می‌پرسیدند برای چه می‌خواهی، در چه فصلی، برای روز یا شب، و بعد چیزی روی پشت دستت می‌مالیدند و می‌گفتند برو و یک ساعت دیگر برگرد. همان یک ساعت، تفاوت میان خرید درست و خرید پشیمان‌کننده است. عملاً هیچ چیز بهتری از آن روش هنوز پیدا نشده.